****

*** حرف خودمونی
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ


حرف خودمونی

میگویند رنگ ولعاب در جامعه زیاد است خدایا حضرت زهرا بماند نکند شرمنده آسیه همسر فرعون شویم


نوشته شده در چهارشنبه 95/9/24ساعت 8:27 عصر توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

خداجون کمک کن بزرگتر که شدم زخم زبون نزنم

چون

 بعضی حرفها بدجور جگرمو آتیش میزنه.


نوشته شده در دوشنبه 93/1/25ساعت 6:44 صبح توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

بوی در سوخته و....


نوشته شده در شنبه 92/12/24ساعت 1:35 عصر توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

 

خدایی در این نزدیکیست


نوشته شده در دوشنبه 92/12/12ساعت 10:46 صبح توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

ممنونم خداجون


نوشته شده در یکشنبه 92/9/17ساعت 1:38 عصر توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

سلام خدمت همه دوستان پارسی بلاگ

امیدوارم حالتون خوب باشه .

 قراره فردا اگر خدا خواست برویم پابوس امام رضا (ع) .

امیدوارم قسمت همه بشه .

 اگر از من نظر خوبی بدی دیدین حلال کنید .

 التماس دعا


نوشته شده در شنبه 92/3/4ساعت 10:33 صبح توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

خداجون

ریاست محترم جمهوری را بی خیال

 چون طرف حسابش یه کشوره .

یه سر داره وهزار سودا .

میشه حالا که انتخابات شورای شهرمون هم هست

به دل اونایی که رای میارند بندازی به اندازه مهرهای توی یه شناسنامه

 که فقط واسه شوراها زده شده

برا شهرشون کاری هم انجام بدند .

 امیدمون به توهست خدا نا امیدمون نکن .


نوشته شده در چهارشنبه 92/2/25ساعت 12:4 عصر توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

پرواز در دوبال کبوتر دو بخش شد

یک بخش داشت با لگدی در دو بخش شد

 

یک بخش داشت یاس که در خانه ی علی

تاپشت در نیامده پر...پر...دو بخش شد

 

دیشب هزار تار به هم بافته ولی

امشب به زور گیسوی دختر دو بخش شد

 

هی در زدند و خانه به حیدر نگاه کرد

آن قدر در زدند که حیدر دو بخش شد

 

ما چند نقطه وای در از روبرو رسید

ما...خورد در به پهلو و مادر دو بخش شد

 

قبلا سه بخش داشت برادر به گفتگو

"محسن" که شد شهید برادر دو بخش شد


نوشته شده در یکشنبه 92/1/25ساعت 12:47 عصر توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

یا فاطمه قربان آن آه دلت      سوزم به سوز قلب چون آیینه ات  

قربان اشک چشم چون دریای تو            ای جان فدای سینه بشکسته ات

جانم فدای صورت نیلی تو                   قربان شرم مرتضی از چهره ات

ای آنکه پهلویت به راه حق شکست          قربان دست تازیانه خورده ات

آتش زدند از پشت در بر زلف تو            وآتش گرفت از درد سیلی همسرت

هم جسم ما هم مال ما هم اهل ما             هم جان ما قربان جان خسته ات

از دامن مولا جدا شد دست تو                مپسند دستم را جدا از دامنت

خاک رهت را خاکیش افزون مبین           سوگند بر آن محسن شش ماهه ات

                                          حمید احمدی جلفایی    


نوشته شده در دوشنبه 92/1/19ساعت 1:36 عصر توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

سلام خوبید ؟ یه سئوال البته در جامعه ما که کمند ولی بعضی وقتها ,

 سالی یه بار فرض کنید برای خرید رفتید بازار

 بعد همین جوری چشمتون به بعضی از خانمها می افته

 که اگه یهو صورتشون را ببینی میگی بسم الله بسم الله .

 حالا اگه دختر خانم باشه که من نمی دونم چرا اینقدر خودشون را خوب ویترینی می کنند .

 ولی برام سئوالی که پیش اومده اینه

بعضی از خانمهای متاهل

که یه شخصی که دور از جون آقایون مرد هستند

 وهمراهشون هستند چطور می تونند این طور وارد اجتماع بشند ؟

هنوز نفهمیدم علتش چیه ؟؟؟؟؟؟؟ تقصیر از خانمه یا آقا ؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در پنج شنبه 92/1/15ساعت 10:27 صبح توسط تنهای دل خسته نظرات ( ) | |

   1   2      >

:قالبساز: :بهاربیست:

 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - قالب وبلاگ ****** **

**

**